منتظربافقی

سلام دوست من خوش آمدی

هفته دفاع گرامی باد
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: گوناگون


تلفن خدا
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: گوناگون

من هرروزبه خدازنگ می زنم

ولی کسی گوشی رابرنمی داردشایداینقدرسرش شلوغ است که مرافراموش کرده یانه ، شایدبامن قهرکرده ، مهم نیست من هرروزباشماره24434 تماس می گیرم شایدروزی ازپشت خط صدای بفرمائیدوبعدخوش آمدید رابشنوم 

 من مطمئن هستم شماره تلفن خداعوض نشده شایداشکال ازسیم های ارتباطی ماست که هی قطع ووصل می شود وگاهی اوقات اصلانمی گیرد .

شهدا ، سیم های ارتباطی مرادرست کنید ، واسطه شویدوسفارش کنیدواصرارنمایید ، به خدابگوییدگوشی رابرداردمن پشیمان شده ام ، هرروزپشت خط گریه می کنم ، تازه نیمه شب ها هم تماس می گیرم ولی کسی گوشی رابرنمی دارد .

 ومن بازگریه می کنم .


عبرت ازگذشتگان
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: گوناگون

 

آه زمین چه اجسادعزیزوخوش سیمایی راکه باغذاهای لذیذورنگین زندگی کردندودرآغوش نعمت هاپرورانده شدند ، به کام خویش فروبرد .

آنان که می خواستندباشادی ، غم هاراازدل بیرون کنندوبه هنگام مصیبت باسرگرمی ها ، صفای عیش خودرابرهم نزنند ، دنیابه آنها وآنها به دنیامی خندیدند ، ودرسایه خوشگذرانی غفلت زا ، بی خبربودندکه روزگارباخارهای مصیبت زا آنهارادرهم کوبیدوگذشت روزگار ، تواناییشان راگرفت .

مرگ ، ازنزدیکی به آنهانظردوخت وغم واندوهی که انتظارش رانداشتند آنان رافراگرفت وانواع بیماری هادرپیکرشان پدیدآمد وهراسناک به اطبا ، که دستوردادندگرمی راباسردی وسردی راباگرمی درمان کنند، روی آوردندکه بی نتیجه بود .

زیراداروی سردی ، گرمی راعلاج نکردوآنچه برای گرمی به کاربردند، سردی رابیشترساخت وترکیبات واخلاط، مزاج رابه اعتدال نیاورد، جزآنکه آن بیماری رافزونی داد ، تاآنجاکه درمان کننده خسته ، پرستارسرگردان وخانواده ازادامه بیماری هاسست وناتوان شدندوازپاسخ پرشش کنندگان درماندندودرباره همان خبرحزن آوری که ازاوپنهان می داشتند ، درحضورش به گفتگوپرداختند .

خطبه 221 نهج البلاغه

 


فکه سرزمین ملائک
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: شهادت

اینجافکه است ، سرزمینی رَملی، باشن های روان .

فکه یامکه اصلاچه فرقی می کندبگوعشق آباد،سعادت آباد،مدینه فاضله ،بیت الله ثانی،مهم اینست که احرام ببندی وهروله کنی تاقتلگاه وقربانگاه آوینی .

فکه یعنی خاطرات سرخ فتح المبین،طریق القدس،والفجرمقدماتی .

فکه یعنی حسن باقری،مجیدبقایی،یعنی بوی پیراهن یوسف وبوی عشق .

فکه یعنی سیدمرتضی آوینی ،سیدشهیدان اهل قلم ،فکه یعنی داغ برجگرلاله های سرخ ترازسرخ .

فکه یعنی ازفرش تاعرش .

فکه یعنی ....نه ، نه قرارشدمکه باشدپس مکه یعنی قتلگاه وقربانگاه اسماعیلیان که خودراآماده ذبح عظیم کرده اندبه فرمان ابراهیم خلیل الله .

فکه محل نوشته های پایان نامه های فارغ التحصیلان مدرسه عشق ودانشکاه دفاع مقدس است .

فکه یعنی نمره بیست ، پای کارنامه های بچه های بسیج .

فکه یعنی معرفه شدن ِ نکره .

فکه یعنی منصرف هاغیرمنصرف شدن ، آن هم درست شب پروازازفرش تاعرش .

فکه بازتاب عاشورا وپس صحنه های کربلاست .

اگرخوب گوش کنی هنوزصدای عشق رامی شنوی که دادمی زند : «هَل مِن مُعین ٍ یعیننی ویاهَل مِن ناصر ٍ یَنصُرُنی»

من ازادراک فکه عاجزم.«دیرزمانی است اهل احساس های پوشالی شده ام»من فرسنگ هاازسیاره شهدادورشده ام. «گاهی دلم برای خودم تنگ می شود» . غفلت وغرور وکوه تکبروخودبینی زیرپوستم لانه کرده وپروانه ی احساسم به کلکسیون تبدیل شده است . شب ها هرچه به آسمان نگاه می کنم ستاره ای برایم دست تکان نمی دهد.

این روزهاتکان های دلم سطحی شده وهیچ زلزله وشوکی کارسازنیست تامراازخواب غفلت بیدارکند .

اینقدربوی مُردارگرفته ام که کرکس های گناه رهایم نمی کنندپاهایم درلجنزارمعصیت فرورفته حتی دیگرگریه کردن ازیادم رفته  است. شهیدرانمی توانم هجی کنم ،غمی روی دلم نشسته وخیال بلندشدن ندارد .

 راستی خداچندبخش است ؟آیاتابه حال به این مطلب فکرکرده ایم ؟

درمن هزارابلیس تحصن کرده وسربازان آنهامثل موریانه ستون های ایمانم رامی جوند .

فکه ،کولبارگناهم راازمن بگیرتاشانه هایم سبک ترشودتابتوانم راحت تر بپرم وپروازکنم .

فکه ،آوینی راباهمه خوبیهایش ،حسن باقری راباهمه مظلومی ودرایتش ومجیدبقایی رابا همه وقارش درمن زنده کن من بوی تعفن گرفته ام  .

فکه قول میدهم لباس احرامم رابیرون نیاورم قول می دهم دیگرعبورممنوع نروم  .

من خوب می دانم آخرکوچه گناه بن بست است ولی شهدا «لاتَکِلنی اِلی نَفسی طَرفَـة عَینٍ عَبَداً» .

شهداء«من ،شما،مقصرویرگول است »ازشمادورشده ام من سالهاست راه راگم کرده ام ازهرکسی می پرسم خانه دوست کجاست؟ نمی داند .

دستم رابگیرید .

شهدا«من – شما،مقصرخط فاصله است »

فکه مراببخش که باپایی که گناه کرده ام روی سینه زخمیت راه می روم .

فکه آمده ام تاآشتی کنم ،راستی چراتوراباسیم خاردارپیچیده اند؟

فکه من گم شده ام کمکم می کنی تا خودم راپیداکنم ؟

فکه مراصدابزن تاازخواب غفلت بیدارشوم .

مراویران کن وبساز، باخاک خودت بساز،باخاک خودت .

مراازقفس دنیارهاکن تارهاشوم ازهمه قیدوبندها .

مرا... مرا... فراموش نکن .

مرادرآغوش بگیرتادرتو گم شوم .

من نه تو ،تو نه من ، من هیچ چیزنیستم ،هرچه هستی توئی ، تو .

 

برگرفته ازکتاب سفربه سرزمین نور

 

                   


شاعرخوش نام وحشی بافقی
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بافق

                   

شاعرخوش نام وحشی بافقی

زندگینامه

 

وحشی بافقی در اواسط نیمه اول قرن دهم در بافق که بر سر راه یزد و کرمان واقع است متولدشد .

دوره اول زندگی وحشی در زادگاهش سپری شد. او در این مدت به جز برادرش در خدمت شرف الدین علی بافقی نیز به کسب دانش و ادب مشغول بود.

وحشی بعد از فراگیری مقدمات علوم ادبی، از بافق به یزد و از آنجا به کاشان رفت و مدتی را در آن شهر به مکتب داری مشغول بود. بعد از مدتی، به یزد برگشت و در همانجا ساکن شد و به شعر و مدح پادشاهان آن شهر مشغول بود تا اینکه در سال 991 هجری در گذشت
.
خانواده وحشی از نظر ثروت، جزو خانواده های متوسط بافق بودند. برادر بزرگترش، مرادی بافقی هم یکی از شاعران آن عهد بود که تاثیر زیادی در تربیت و آشنایی وحشی با محفل های ادبی داشت، اما پیش از آنکه وحشی در شعر به شهرت برسد در گذشت
.
وحشی در اشعار خود چند بار نام برادرش را آورده است
.

وحشی شاعری بلند همت، حساس، وارسته و گوشه گیر بود با وجود اینکه شاعران هم عصر او برای برخورداری از نعمتهای دربار گورکانی هند، امیران و بزرگان این دولت، به هند مهاجرت می گردند؛ وحشی نه تنها از ایران بیرون نرفت بلکه حتی از بافق تنها مدتی به کاشان رفت و پس از آن تمام عمرش را در یزد اقامت کرد
.
او شاعری را تنها برای بیان اندیشه ها و احساسات خود به کار می گرفت و نه برای کسب مال و زراندوزی
.
دوره کمالش در شاعری را در یزد گذراند و برای به دست آوردن روزی خود، تنها رجال و بزرگان یزد و کرمان را مدح کرد. در دیوانش یک قصیده در مدح شاه تهماسب و ماده تاریخی درباره وفاتش دیده می شود اما حامی واقعی او میرمران، حاکم یزد بود
.



سیری در اشعار

 

کلیات وحشی بافقی بیشتر از نه هزار بیت است که شامل قصیده، ترکیب بند ، ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی می شود.

ترکیب بند
ها و ترجیع بندهایش به خصوص مربع و مسدس آنها، همگی از جمله نظمهای دل انگیز دوره صفوی است.

ساقی نامه ی طولانی او که به شکل ترجیع بند سروده، در نوع خود کم نظیر است که بعد از وحشی توسط شاعران دیگر با همان وزن و همان مضمون بارها مورد تقلید و جوابگویی قرار گرفت. به همین اندازه مسدس ترکیبها و مربع ترکیبهای او در شعر غنایی ارزشمند است و در نهایت زیبایی چنان ساخته شده که کمتر کسی است که تمام یا قسمتی از آن را به خاطر نسپرده باشند. اگر چه وحشی مبتکر این نوع ترکیب بند نیست، اما در این شیوه بر تمام شعرای شعرهای غنایی برتری دارد، به طوری که کسی در مقام استقبال و جوابگویی به آنها برنیامده است
.

غزلهای او سرآمد اشعارش است و از نظر ارزش و مقام، جزو رتبه های اول شعر غنایی فارسی است. در اکثر آنها، احساسات و عواطف شدید و درد و تألم درونی شاعر با زبانی ساده و روان و دلپذیر با نیرومندی هر چه تمامتر بیان شده است
.

مثنویهای وحشی بیشتر به استقبال و در مقام جوابگویی به نظامی سروده شده است. دو مثنوی او به نامهای ناظر و منظور و فرهاد و شیرین به استقبال خسرو و شیرین نظامی است. مثنوی اول او در 1569 بیت و در سال 996 هجری به پایان رسید
.

مثنوی دوم او بی شک یکی از شاهکارهای ادبیات در دراماتیک فارسی است که در همان زمان حیات شاعر شهرت بسیار یافت؛ اما وحشی نتوانست بیش از 1070 بیت از آن را بسراید و کار ناتمام او را شاعر معروف قرن سیزدهم هجری، وصال شیرازی با افزودن 1251 بیت به پایان رساند و بعد از وصال، شاعر دیگری به نام صابر، 304 بیت دیگر بر این منظومه افزوده دیگر است
.

وحشی همچنین مثنوی معروف دیگری به نام خلد برین دارد که باز هم به پیروی از نظامی و بر وزن مخزن الاسرار است. همچنین از وحشی، مثنویهای کوتاه دیگری در مدح و هجو و مانند آنها باقی مانده که ارزش مثنویهای دیگر او را ندارد
.

 

 

 

 

یک همدم و همنفس ندارم

میمیرم و هیچ کس ندارم

 

گویند بگیر دامن وصل

میخواهم و دسترس ندارم

 

دارم هوس و نمیدهد دست

آن نیست که این هوس ندارم

 

گفتی گله ای ز ما نداری

دارم گله از تو، پس ندارم؟

 

وحشی نروم به خواب راحت

تا تکیه به خار و خس ندارم



وداع باماه خدا
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: گوناگون

                         ماه رمضان ماه خدا             

روزآخرچقدرعرفانیست

      چشم هایم عجب بارانیست

             عطرجنت تمام شد

                   افسوس آخرین لحظه های مهمانیست


ساختمان های عجیب
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: گوناگون

                                                                                           

                                                   

 

                                          

 

 

 

                                                  


زیباشدن چهره وطولانی شدن عمر
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: دانستنی ها

شک نکنیدکه حزن واندوه های بیهوده وبی مورد، منفی نگری وترس ونفرت و...همگی باعث بیماری جسم وروح ، باعث سست وقبیح شدن ارگانیسم بدن وچهره ظاهری انسان وکوتاهی عمراومی گردد .

وباالعکس داشتن اندیشه مثبت ومتعالی ، زیبایی وتراوت وشادابی سلول سلول جسم وروح انسان وطولانی شدن عمرمفیداوراتضمین می کندتاانسان باقدرت وانرژی صدچندان ازلحضات وموقعیت های زندگی خودحداکثراستفاده رابرای درست اندیشیدن ودرست زیستن وبه «او»رسیدن بنماید .

هرکاردرست وهرفکرشایسته به چهره انسان زیبایی می بخشد .

  «راسکین»

فکرخودرابه شادی وخوشحالی عادت دهیدتاهزاران دردسرراازشمادورنموده وعمرشماراطولانی کند .

«شکسپیر»


علائم ظهور
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: امام زمان

                       

 

              

عزیزان بیاییداوراازاعماق دل طلب کنیم .

بیاییدازخداوندمتعال حضورش رادرمیان خویش بخواهیم واورابه نام خودش بخوانیم وملتمسانه به درگاهش بگرییم وازفقدانش شکوه کنیم .

 مگرنه این است که همه جاپرازظلم وفسادشده وبه فرموده پیامبر نشانه های ظهورچون دانه های تسبیح ویاگردنبندی است که بایدرشته اتصالش بگسلدودانه های آن یکی پس ازدیگری فروریزد .

 

اینک بسیاری ازعلائم ظهورآشکارگشته است ازجمله :

 

 

رواج بیماری مرموزسارس درفروردین 1382 دراکثرکشورهای دنیاازجمله چین ، صاعقه های آسمانی (مانندگلوله های آتشینی که درروستای آدینه قلی بجنوردهنگام رعدوبرق ازسقف ودیوارواردخانه هاشد .

متمایل شدن طلوع خورشیدازشرق به شمال شرق وهمینطورجابجایی محل غروب آن ، باران های سیل آسا وبه دنبال آن طغیان رودها ، خرابی بصره وبغداد(توسط بمباران ) ، بیداری مردم دنیا به لزوم وجودیک منجی ، بارش برف دراواسط فصل بهار، بارش تگرگ 120 گرمی درسبزوار ، خسوف وکسوف ، نزدیک شده سیاره مریخ به زمین پس ازگذشت 60 هزارسال و بلایای طبیعی دیگر که درحال حاضرگریبانگیربسیاری ازکشورهای دنیاست .

 

نشانه های کلی ظهور :

 

1- خروج سفیانی : (سفیانی مردی ازنسل ابوسفیان است که اندکی پیش ازظهورازسرزمین شام قیام می کند اوجنایت کاری استکه ازقتل وکشتارهیچ پروایی نداردوبادشمنان خودبه شکل فجیعی رفتارمیکنداودرماه رجب قیام خودراآغازوپس ازتصرف شام ومناطق اطاف آن ، به عراق حمله کرده وردرآنجابه کشتارگسترده ای دست می زند)

2- خسف بیداء : لشکرسفیانی برای برای مقابله باامام مهدی درزمان عزیمت به سمت مکه  ، به صورت معجزه آسایی درمنطقه بیداءدرزمین فرو میرود .

3- خروج یمانی : یمانی مردی صالح ومومن است که ازسرزمین یمن قیام می کند

4- صیحه آسمانی : این ندای آسمانی درماه رمضان شنیده می شودوبه همه مردم جهان قیام آن حضرت رااعلام می کند .

5- قتل نفس زکیه : اندکی پیش ازقیام امام شخصیت برجسته ویابی گناهی به دست مخالفان آن حضرت کشته می شود .

6- خروج دجال : موجودی حیله گروپلیدکه بسیاری ازانسان هاراگمراه می کند .

7- خورشدگرفتگی وماه گرفتگی درماه رمضان

8- قیام سیدخراسانی

و......

 

 خواست ودعای مردم است که امام منتظرمان راازپس پرده غیبت برون می سازد پس برای ظهورهرچه زودترش دست به دعابرداریم .

 

 

 

«اللهم عجٌل لولیک الفرج»

 

برگرفته ازکتاب «آن عشق جاودانه» و«رسا لت های زن منتظر»


مرد بی ادعا
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: شهادت

                                                                                                                                          شهیدمحمدحسین تفکری بافقی     

 

 

 

درخردادماه 1345 درشهرستان بافق درروزجمعه یکی ازروزهای محرم درخانواده ای مذهبی فرزندی به دنیاآمد .

چون اولین پسربودنامش رامحمدوبه خاطراینکه ایام محرم بودحسین نامیدندومحمدحسین صدایش کردند .

 

درچهارپنج سالگی به ملارفت وپس ازآن دوران دبستان وراهنمایی راگذرانددرسال سوم راهنمایی تصمیم گرفت که روزهادرس بخواندوشب هاکارکند مغازه ای که اوروزهادرآنجاکارمی کردمجاورپایگاه مقاومت حربودکه همین باعث شدکه اوبه پایگاه وسپس به جبهه برود .

درعملیات رمضان که درتاریخ 23تیر1361 بارمز«یاصاحب الزمان» انجام گرفت شرکت کردوازناحیه پشت مجروح شدچون ترکش نزدیک نخاع اوجاگرفته بودوممکن بودپس ازعمل جراحی فلج شودپزشکان ازاین کارصرف نظرکردند .

اورابه بافق منتقل کردندولی به خاطرعلاقه شدیدی که به جبهه داشت باوجوددردی که درپشتش بودپس ازگذشت چندماه دوباره به جبهه رفت .

عملیات محرم درتاریخ 10/8/61 درمنطقه دهلران بارمز« یازینب(س)»انجام گرفت که تعدادی ازدوستانش دراین عملیا ت به شهادت رسیدند به خصوص شهیدعباس حسنی نژادومحمدعلی کوشکی  که درروحیه شهیدخیلی اثرگذاشت تاجایی که وقتی پدرمانع ازرفتنش شدبه اوگفت والفرض چندسال دیگرهم دراین دنیا بمانیم غیرازاین نیست که  بارگناهانمان بیشترشود .

  پس رفتن بهترازماندن است وباخوشرویی ولبخنداجازه اش راازپدرمی گیرد .

 

درتاریخ 5/9/61(روزبسیج مستضعفین) بافق رابه مقصد جبهه ترک کرد .

 

تقریبادوماه ونیم طول کشیدتادرتاریخ 8/11/61عملیات والفجرمقدماتی بارمز«یاالله» شروع شد.

پسرعموی شهیدمی گویدشب عملیات دیدم محمدحسین می خواهدبرای اینکه معبررابازکندخودراداوطلبانه روی مین بیندازد ولی من به اوگفتم پدرت بعدازخداتورابه من سپرده واورامنصرف کردم روبه من کردوگفت بااین همه می دانم که شهیدمی شوم چون سه شب پیش خواب دیدم دونفرازدوستانم (شهیدحسنی نژادوکوشکی زاده)مرابه باغ خودشان بردند . باغی بسیاربزرگ وسرسبزوپرازگلهای رنگارنگ نشستم چندگل برای خواهرانم چیدم وخواستم خارج شوم که گفتندکجابهترازاینجا واینطوربودکه به خودشهید الهام شده بود .

 

- شب شهادتش بچه هابه اومی گویندچه آرزوهایی داری واومی گوید :

 

1- ازخدامی خواهم که اسیرنشوم

 2- معلول نشوم

 3- فقط با یک گلوله کشته شوم

 

درروز21/11/61 درسن 16سالگی براثراصابت ترکش توپ دشمن درخط مرزی درمحاصره قرارگرفته وبه خاطراینکه خداخواست خواسته اش رااجابت کندنتوانست ازحلقه محاصره بگریزدوفقط بایک ترکش « یامهدی گویان» به زمین خوردوبه لقاءالله پیوست .

 

فرازی ازوصیت نامه شهید:

 

« ملت قهرمان دست ازامام عزیزمان برنداریدوایشان راتنهانگذارید . خواهران وبرادران ماازخداهستیم وبه سوی اوبازمی گردیم اگرمابه شهادت برسیم شمابایدراه شهداراادامه بدهید .

مادرم، بعدازشهادت خونینم دوست دارم که خوشحال باشیدوگریه وزاری نکنیدکه ضدانقلاب خوشحال می شود »

« شماای خواهرانم زینب گونه باشیدوازخون برادرتان حفاظت کنیدواگرمن لیاقت حسین گونه بودن رانداشتم ولی امیدوارم شمازینب وارزندگی کنیدوفرزندان خودراطوری تربیت کنیدکه پاسداری ازخون شهیدان راافتخاربرای خوربدانندوبرای تمام مردم الگوباشندواین حجاب مایه عزت وشرف وانسانیت خودراحفظ کنید »

 

 

 « شهید محمدحسین تفکری بافقی »

 

 «  فرزندمیرزاعلی اکبر  متولد 1345»


حرف های خودمونی
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: امام زمان

صدای بارون توی تن نازک دل می پیچه ومثل یک هیجان سرخ تورگ های نازکش تاب می خوره اصلابارون واسه همه باغچه هاپاقدم داره .

ماهم اومدیم یه جورایی بارون بشیم وبباریم .

اومدیم توی این شهرشلوغ یه باغچه درست کنیم واسه تموم دل هایی که می خوان عطرشون هفتاکوچه اونورترو برداره .

مثل همون لاله های سرخی که یه روزگاری عطرنفس های عاشقشون تمام دنیا رابرداشت .

 اون لاله هایی که بی نشون توی آتیش عشق گل کردن وسرخی تبسمشون می ریخت روی صفحه های تاریخ .

درزمانی که تمام انسان ها دررنج ومحنت گرفتارواسیرمشکلات دنیوی گردیده اند

مادلهامان رامانع ازاینها نموده وبه تو سپرده ایم .

مهدی جان اینک هنگام وصال است بوستان هابرای آمدنت به شکوفه نشسته انددیگرماه وخورشیدجلوه گری نمی کنند  زمین غبارآلودگی راازتن خودشسته وزمینیان نیزازخواب غفلت بیدارشده اند .

ای نهایت امیدباتمام وجودظهورت رابه انتظارنشسته ایم وهم آواباتمام هستی آمدنت راازخداخواهانیم .

 

بیاکه بی تودل من بهانه می گیرد     

بدین نشان که زکویت نشانه می گیرد

بیاکه بی تودگرطاقت فراق نیست    

بیاکه اجل جان ماجانانه می گیرد


کی خواهدآمد
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: امام زمان

ابا صالح

 

نمی دانم کی خواهی آمد،آشنای دل تویی که هنوزبه حقیقت نمی دانم کیستی؟

 

 

تویی که یک روزغروب برحاشیه دلم قدم می گذاری واحساس حضورت

 

مراقلقلک می دهد.

 

همه نوشته هاتوراگفته اندوهمه کتاب هاتوراخوانده اند،ولی کمترچشمی

 

تورادرخواب دیده است .

 

توسرچشمه بهترین های عالم هستی،مراخوب می شناسی،ولی من هنوزنمی شناسمت

تورادرلابلای صفحات نمی توانم بیابم .