منتظربافقی

سلام دوست من خوش آمدی

پیام مردگان
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نهج البلاغه

چهره های زیبا،پژمرده وبدن های نازپرورده پوسیده شد.

وبراندام خودلباس کهنگی پوشانده ایم وتنگی قبر،مارادرفشارگرفته وحشت وترس راازیکدیگربه ارث برده ایم .

خانه های خاموش قبربرمافروریخته وزیبایی های اندام مارانابودونشانه های چهره های مارادگرگون کرده است ،اقامت مادراین خانه های وحشت زاطولانی است ،نه ازمشکلات رهایی یافته ونه ازتنگی قبرگشایشی فراهم شد.

مردم ،اگرآنهارادراندیشه خودبیاورید،یاپرده هاکناررود،مردگان رادرحالتی می نگریدکه حشرات گوشهایشان راخورده ،چشم هایشان به جای سرمه پرازخاک گردیده،وزبان هایی که باسرعت وفصاحت سخن می گفتند،پاره پاره شده .

قلب هادرسینه هاپس ازبیداری به خاموشی گراییده ودرتمام اعضای بدن پوسیدگی تازه ای آشکارشده ،وآنهارازشت گردانیده وراه آفت زدگی براجسادشان گشوده شده،همه تسلیم شده ،نه دستی برای دفاع ،ونه قلبی برای زاری ذارند.

وآنان رامی بینی که دل های خسته ازاندوه وچشم های پرشده ازخاشاک دارند،درحالات اندوهناک آنهادگرگونی ایجادنمی شودوسختی های آنهابرطرف نمی گردد.

 

 

«بخشی ازخطبه 221 نهج البلاغه »


ازقنوت عارفان
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: امام زمان

خدای فریادرس من

به شکایت نزدتوآمده ام اما

نمی دانم ازکدامین دردبایدم نالیدن

ازفراق محبوب تومصطفی (ص)

یاغیبت آشکارترین حجتت برگستره ی هستی

ازکمی دوستان یکرنگ ویکدل

یابسیاری دشمنان هرزه

ازهجوم ناپاک مردمان

یابرآمدن طوفان های بلا

نمی دانم کدامین رنج،دست نوازش تورابرسرم می کشاند

لیک کویرتفیده ی جانم

باران عدل توراانتظارمی کشد

تاکام خشکیده اش سیراب گردد

ودل آزرده ام ظهورعزیزی رامی طلبد

تاعمق زخمهایش التیام یابد

به لطف ورحمتت دل بسته ام

 

 

«اللهم عجل لولیک الفرج»