منتظربافقی

سلام دوست من خوش آمدی

کمکم کنید
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: شهادت

شهدااین روزهابه نحوعجیبی مکدرم .

 

چتری به دست  ابرهابدهیدتاباران گریه ام خیسشان نکند، من هوای باریدن دارم ، حس می کنم شکستنی شده ام

 

اینقدرموتورزندگیم جوش آورده وداغ کرده که حس می کنم بایدقدری استراحت کنم تااین موتورازکارنیفتد.

 

من یادم نبودکه جاده زندگی لغزنده ویخبندان است نه زنجیرچرخ و لوازم

 ایمنی راباخودآورده ام ونه وسائل ضروری را ، من همیشه باسرعت غیرمجازحرکت کرده ام .

 

فراموش کرده ام که زندگی اتوبان نیست . توجه به گردنه هاوفرازونشیب ها وگردش به چپ وراست نکردم .

شهدامن منتظرم کمکم کنید، «تمام دست هابرای شمارش این انتظارکم است »

زندگی برایم صفحه شطرنجی است که مرامات کرده است .

کمکم کنیدازاول بازی کنم ،من قانون بازی رانمی دانستم ،برای همین بازنده شدم .

راستی،مگرتمام آدم های «مثل شما»که درتاریخ بشریت تغییروتحول ایجادکردند فرشته بودند .

چرا من نتوانم درخودتحول ایجادکنم ؟

 

شهداکمکم کنیدتاسرنوشت درست کنم .

 

کمکم کنیدتاپیله های غرور،خودخواهی،غفلت ومنیت راپاره کنم وپروازکنم .

 

کمکم کنیدتابه قول بچه های جنگ شب عملیات نوربالا بزنم .

 

کمکم کنیدتاازپل هوی وهوس سربلندبگذرم .

 

کمکم کنیدتاازمرداب گناه رهایی یابم .

 

 

وعده دیدارمن وشما ملکوت .