منتظربافقی

سلام دوست من خوش آمدی

لطف خدا
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: دانستنی ها

این مطلب راحتمابخونید جالب وآموزنده هست

روزی یک کشتی دردریااسیرطوفان شد،ازتمامی مسافران فقط یک نفرماندکه به سختی خودرابه جزیره ای رساند.

جزیره ای که هیچ کس آنجانبودوچون درمسیرراه نبودکشتی ازکنارآن ردنمی شدطوری که مردازنجات خودناامیدشدسپس چندین روزتلاش کرد،چوب درختان راجداکرد وبه هم وصل کرد تاتوانست برای خودکلبه وپناهگاهی درست کندودرآنجابه زندگی خودادامه دادروزی به کناردریارفته بودهواابری بودودرآسمان صاعقه هایی دیده میشدبهتردیدتاباران نیامده به کلبه برگردد موقعی که رسید ناگهان دید صاعقه به کلبه زده وکلبه آتش گرفته خیلی ناراحت شد گفت خدایااین چه شانسی است این همه تلاش کردم حالاکه ازسختی هاراحت شدم  این طوربدبخت شدم این چه بخت بدی است که من دارم وشروع کرد به ناشکری کردن که باکمال تعجب دیدکشتی به ساحل نزدیک می شودافرادداخل کشتی صدازدندآهای اینجاچه می کنی مادودی رادیدیم که ازجزیره بلند می شودتعجب کردیم فکرکردیم حتماکسی اینجاگیرافتاده وآتش روشن کرده تابه وسیله آن درخواست کمک کند .

 

پس نتیجه میگیریم گاه گذشت زمان ثابت خواهدکردآنچه راامروزفاجعه ومصیبت می نامیم لطف وعنایت الهی بوده است .