منتظربافقی

سلام دوست من خوش آمدی

کارگردان جوان
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بافق

حاج آقا پناهیان از آن دست آخوندهای آگاه و موقعیت

 شناس هستند که با راه انداختن کارگروهای مختلف

 هنری پا به میدان مبارزه نرم گذاشته اند.

 آقای هاشم تفکری کارگردان جوان بافقی که

درکنکورسراسری رتبه 493 راکسب کرده ودررشته

تئاتردردانشگاه سوره درحال تحصیل است به عنوان

سرگروه تئاتر این جریان انتخاب شد(او خالق چنداثربه

 نام های بغضی که ماند،هست یانیست و...میباشد)  

                   

 برای دیدن ادامه مطلب به آدرس زیرمراجعه فرماید.

 

 

 http://hashembafghi.blogfa.com

 


روزعزا
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بافق

امروزچه روزی بود

مادرای وپدرایی رادیدم که دنبال جنازه پسراشون راه می رفتند ولی باورنداشتند

 بچه هایی رادیدم که درسن خردسالی پدرازدست داده بودندولی

بی خبرازاتفاقی که افتاده

مردم غم زده ای رادیدم که بازعزادارشده بودند

 

یادخطبه ای ازنهج البلاغه افتادم که میگه:

 

مردم شمارابه یادآوری مرگ سفارش می کنم ،ازمرگ کمترغفلت کنید،چگونه مرگ رافراموش می کنیددرحالی که اوشمارافراموش

 نمی کند ؟ وچگونه طمع می ورزیددرحالی که به شمامهلت نمی دهد؟ مرگ گذشتگان برای عبرت شماکافی است .(خطبه 188 نهج البلاغه)

 

 

محمدحسن تفکری (رئیس انجمن موسیقی بافق)یکی ازاون9  تاجوون هنرمندی بودکه امروزبه خاک سپرده شد خدارحمتش کنه خیلی مردخوبی بود خدابه خانوادش صبربده

 

مرحوم محمدحسن تفکری بافقی

 

 

 

برای شادی روحش فاتحه مع الصلوات


انالله واناالیه راجعون
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بافق

 

باردیگربافق عزادارشد

همه جامشکی پوش شده همه ناراحتند

آخه هنوزداغ اون عزیزای ازدست رفته که درراه زیارت رقیه

 سه ساله و حضرت زینب(س) جون خودشونو ازدست دادن پابرجاست

 سی وسه تاگل که پژمرده شدند.

بازم یه تصادف دیگه

ایندفعه ٩ تاگل اونم چه گل هایی ،جوونای مومن ،زحمتکش

 گروهی که برای بافق باعث افتخاربودند(گروه موسیقی

سنگ آهن بافق) اما چی همه رفتند همشون پرپرشدند

خداهمیشه بهترین هاراگلچین می کنه این رسم دنیاست

چقدرسخته واسه اون خانواده هایی که منتظر برگشتن

جوونشون بودنداماامیدشون ناامید شدخدابهشون صبربده

داغ جوون خیلی سخته

من ازطرف خودم به همه خانواده های این عزیزان

 و همچنین تمام همشهریای عزیزم تسلیت میگم

 

 

 

 

«انالله واناالیه راجعون»


شاعرخوش نام وحشی بافقی
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بافق

                   

شاعرخوش نام وحشی بافقی

زندگینامه

 

وحشی بافقی در اواسط نیمه اول قرن دهم در بافق که بر سر راه یزد و کرمان واقع است متولدشد .

دوره اول زندگی وحشی در زادگاهش سپری شد. او در این مدت به جز برادرش در خدمت شرف الدین علی بافقی نیز به کسب دانش و ادب مشغول بود.

وحشی بعد از فراگیری مقدمات علوم ادبی، از بافق به یزد و از آنجا به کاشان رفت و مدتی را در آن شهر به مکتب داری مشغول بود. بعد از مدتی، به یزد برگشت و در همانجا ساکن شد و به شعر و مدح پادشاهان آن شهر مشغول بود تا اینکه در سال 991 هجری در گذشت
.
خانواده وحشی از نظر ثروت، جزو خانواده های متوسط بافق بودند. برادر بزرگترش، مرادی بافقی هم یکی از شاعران آن عهد بود که تاثیر زیادی در تربیت و آشنایی وحشی با محفل های ادبی داشت، اما پیش از آنکه وحشی در شعر به شهرت برسد در گذشت
.
وحشی در اشعار خود چند بار نام برادرش را آورده است
.

وحشی شاعری بلند همت، حساس، وارسته و گوشه گیر بود با وجود اینکه شاعران هم عصر او برای برخورداری از نعمتهای دربار گورکانی هند، امیران و بزرگان این دولت، به هند مهاجرت می گردند؛ وحشی نه تنها از ایران بیرون نرفت بلکه حتی از بافق تنها مدتی به کاشان رفت و پس از آن تمام عمرش را در یزد اقامت کرد
.
او شاعری را تنها برای بیان اندیشه ها و احساسات خود به کار می گرفت و نه برای کسب مال و زراندوزی
.
دوره کمالش در شاعری را در یزد گذراند و برای به دست آوردن روزی خود، تنها رجال و بزرگان یزد و کرمان را مدح کرد. در دیوانش یک قصیده در مدح شاه تهماسب و ماده تاریخی درباره وفاتش دیده می شود اما حامی واقعی او میرمران، حاکم یزد بود
.



سیری در اشعار

 

کلیات وحشی بافقی بیشتر از نه هزار بیت است که شامل قصیده، ترکیب بند ، ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی می شود.

ترکیب بند
ها و ترجیع بندهایش به خصوص مربع و مسدس آنها، همگی از جمله نظمهای دل انگیز دوره صفوی است.

ساقی نامه ی طولانی او که به شکل ترجیع بند سروده، در نوع خود کم نظیر است که بعد از وحشی توسط شاعران دیگر با همان وزن و همان مضمون بارها مورد تقلید و جوابگویی قرار گرفت. به همین اندازه مسدس ترکیبها و مربع ترکیبهای او در شعر غنایی ارزشمند است و در نهایت زیبایی چنان ساخته شده که کمتر کسی است که تمام یا قسمتی از آن را به خاطر نسپرده باشند. اگر چه وحشی مبتکر این نوع ترکیب بند نیست، اما در این شیوه بر تمام شعرای شعرهای غنایی برتری دارد، به طوری که کسی در مقام استقبال و جوابگویی به آنها برنیامده است
.

غزلهای او سرآمد اشعارش است و از نظر ارزش و مقام، جزو رتبه های اول شعر غنایی فارسی است. در اکثر آنها، احساسات و عواطف شدید و درد و تألم درونی شاعر با زبانی ساده و روان و دلپذیر با نیرومندی هر چه تمامتر بیان شده است
.

مثنویهای وحشی بیشتر به استقبال و در مقام جوابگویی به نظامی سروده شده است. دو مثنوی او به نامهای ناظر و منظور و فرهاد و شیرین به استقبال خسرو و شیرین نظامی است. مثنوی اول او در 1569 بیت و در سال 996 هجری به پایان رسید
.

مثنوی دوم او بی شک یکی از شاهکارهای ادبیات در دراماتیک فارسی است که در همان زمان حیات شاعر شهرت بسیار یافت؛ اما وحشی نتوانست بیش از 1070 بیت از آن را بسراید و کار ناتمام او را شاعر معروف قرن سیزدهم هجری، وصال شیرازی با افزودن 1251 بیت به پایان رساند و بعد از وصال، شاعر دیگری به نام صابر، 304 بیت دیگر بر این منظومه افزوده دیگر است
.

وحشی همچنین مثنوی معروف دیگری به نام خلد برین دارد که باز هم به پیروی از نظامی و بر وزن مخزن الاسرار است. همچنین از وحشی، مثنویهای کوتاه دیگری در مدح و هجو و مانند آنها باقی مانده که ارزش مثنویهای دیگر او را ندارد
.

 

 

 

 

یک همدم و همنفس ندارم

میمیرم و هیچ کس ندارم

 

گویند بگیر دامن وصل

میخواهم و دسترس ندارم

 

دارم هوس و نمیدهد دست

آن نیست که این هوس ندارم

 

گفتی گله ای ز ما نداری

دارم گله از تو، پس ندارم؟

 

وحشی نروم به خواب راحت

تا تکیه به خار و خس ندارم



عارف بزرگ شیخ محمدتقی بافقی
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: بافق

عارف بزرگ شیخ محمدتقی بافقی

شیخ محمدتقی بافقی از علمای مبارز ایران در قرن چهاردهم هجری که فرزند بازرگانی به نام حاج محمدباقر بود، در 1292ق در شهر کوچک بافق به دنیا آمد. تحصیلات دینی خود را در چهارده سالگی در یزد آغاز کرد. چهارده سال بعد عازم نجف شد و تحصیلات خود را در فقه و اصول نزد استادانی چون آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و سید محمدکاظم یزدی تکمیل کرد و نزد محدث بزرگ، حاج میرزا حسین نوری، حدیث خواند. پس از هفده سال اقامت در نجف، به کربلا رفت و نزد حاج سید احمد موسوی کربلایی به تحصیل و تهذیب اخلاق پرداخت. سپس در 1336ق یا 1337ق به ایران بازگشت و در قم، در محله باغ پنبه سکنی گزید و در کنار دو روحانی بزرگ شهر، آیت‌الله کبیر و آیت‌الله فیض، به احیای حوزه علمیه و اجرای خدمات دینی همت گماشت.در 1301ش، با آمدن آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری به قم، این تلاش‌ها به نتیجه رسید. عده‌ای از علمای بزرگ شهر از جمله بافقی، وی را ترغیب کردند که در قم بماند و خود را وقف احیای حوزه علمیه کند.

بافقی در 12 مرداد 1325 درگذشت و درکنار مزارآیت‌الله حائری در قم مدفون شد

 

مرقدمطهرشیخ محمدتقی بافقی درحرم حضرت معصومه